تبلیغات



تجربه یک روان شناس بالینی در بيمارستان روزبه

در ادامه مباحث مربوط به واگذاري رشته روان شناسي باليني به وزارت بهداشت، يادداشت ارسالي دکتر مهدی سلیمانی دانش آموخته دکتری روان شناسی بالینی از دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی، عضو هیات علمی گروه روانپزشکی بیمارستان روزبه و مدرس رفتاردرمانی شناختی به دستیاران روانپزشکی را مرور مي كنيم:

ميگنا-دكتر مهدي سليماني: انتشار خبر انتقال رشته روان شناسی بالینی از وزارت علوم به وزارت بهداشت، حساسیت جامعه روان شناسان را برانگیخته كه موجب واکنش های گوناگوني شده است از موافقت و ابراز خوشحالی تا مخالفت و ابراز نگرانی و احساس خطر!
اما سالهاست که کسی به آموزش روان شناسی بالینی توجهی ندارد و برای ارتقاي كيفيت آموزش تخصصي، جمع و نشستی برگزار نمی شود.

هدف نوشتار من در جهت تایید یکی از این دو قطب نیست بلکه میخواهم توجه همگان را به وضعیت آموزش رشته روان شناسی بالینی معطوف نمايم.

دیگر همه می دانیم که آموزش رشته روان شناسی بالینی در اكثر دانشگاه ها، خالی از محتوای بالینی شده است و تنها به صورت نظری آموزش رخ میدهد. اين در حالي است كه برخی دانشگاه هاي ما داراي استاد متخصص بالینی هستند و برخی ديگر نيز همان را ندارند.

آرزوی همه روان شناسان بالینی نیز امروزه جداسازی مرزهای حرفه ای رشته شان از سایر رشته های روان شناسی است که این امر تا به امروز محقق نشده است و به نظر نمی رسد که با ساختارهای تصمیم گیری فعلی که روان شناسان برای خود ساخته اند چنین امری محقق شود.

متاسفانه جریان امور به سمت تجاری سازی روش های رواندرمانی از طرق مختلف رفته است که در این بین نیز حتی به صلاحیت آموزش دهنده و آموزش گیرنده و مرکز ارائه دهنده توجهی نمی شود.

اما در جایگاهی که من مشغول به خدمت هستم جریان چگونه است؟ یعنی در:
بیمارستان روزبه

همه مان می دانیم که نخستين دوره رشته روان شناسی بالینی در ايران، در بیمارستان روزبه و در گروه روانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران تاسیس شد که زحمت آن بر دوش استاد گرانقدر دکتر سعید شاملو پدر روانشناسی بالینی ایران بود. هر چند اخیراً این مرکز برای آموزش روان شناسی بالینی در مقطع کارشناسی ارشد سلب صلاحيت شده است. اما امروزه من شاهد ساختار آموزشی قوی این مرکز در ارتباط با آموزش روشهای رواندرمانی هستم. البته باید به اهمیت صلاحیت مراکز آموزشی در وزارت بهداشت و سختگیری های بورد تخصصی روان شناسی بالینی وزارت بهداشت نیز توجه کرد که حتی به دانشگاه مادر این رشته نیز سهل و آسان نمیگیرد.

شاید بخاطر وجود اين چارچوب محكم است که اكثريت دانشگاه های خارج از حيطه وزارت بهداشت، از انتقال در هراس هستند. این نکته قابل تامل برای همه اساتید و دانشجویان روانشناسی بالینی است زیرا سخت گیری منطقي در امر آموزش این رشته، منجر به ارتقاء و پيشرفت رشته در دید متخصصان سایر رشته ها و جامعه می شود.

يكي از وظايف اصلي اساتيد و اعضاي هيات علمي روان شناسي باليني در بيمارستان روزبه، تدریس رفتاردرمانی شناختی به دستیاران روانپزشکی این مرکز است. این برنامه به صورت کاملاً تخصصی و مستقل در دپارتمان روان شناسی بالینی توسط اساتید دپارتمان طراحی و اجرا می شود. ساختار این برنامه حاصل تلاش و زحمات اساتید برجسته این مرکز در گذشته و حال است از جمله دکتر قاسم زاده، خانم دکتر شمس و سایر اساتید ارجمند. این برنامه به صورت یک دوره نه ماهه اجرا می شود.
دستیاران روانپزشکی از آموزش نظری تخصصی و نظارت بالینی مستمر در طی دوره بهره می برند. هر یک از اعضاء هیات علمی روانشناسی بالینی مسئولیت نظارت بر چند دستیار که در حدود 4 یا 5 نفر هستند را بر عهده دارد که در طی دوره نه ماهه از تشخیص، فرمول بندی، طرح درمان تا اجرای تکنیکها، دستیاران تحت آموزش و نظارت بالینی مستقیم قرار دارند.
ما شاهد این هستیم که دستیارانمان در انتهاي دوره، توانایی ارائه رفتاردرمانی شناختی را در بیماران دچار اختلالات افسردگی، اضطرابی و وسواس را به دست می آورند.

این تجربه برای من بسیار ارزنده و آموزنده است که دوست دارم دانشجویان روانشناسی بالینی در دانشگاه هایي که تحصیل می کنند از آن بهره مند شوند تا دیگر نیاز به بازآموزي بعد از دوران دانشجويي و  فارغ التحصیلی نباشند و مجبور نشوند اسامي و آدرس کارگاه ها و کارورزی هاي پرهزينه را دنبال کنند.
مگر یک پزشک پس از فارغ التحصیلي برای اخذ مجوز نظام پزشکی، نیاز به کارگاه اضافه دارد؟! یک پزشک فوراً بعداز اتمام تحصیل، صلاحیت طبابت را دارد و نظام پزشکی به او شماره نظام میدهد. ولی شاید ما راه مان را اشتباه رفته ایم که فارغ التحصیلان رشته روان شناسی بالینی هم بعد از اتمام تحصیل صلاحیت کار بالینی ندارند!

آنچه می خواهم تاکید کنم اهمیت آموزش بالینی در یک محیط بالینی است. دانشجویانی که وارد رشته روان شناسی بالینی می شوند حق دارند در محیطی باشند که آموزش کامل دریافت کنند. زمان زود میگذرد و در انظار مردم بازتابی از نارسایی های موجود در رشته های روان شناسی پدید خواهد آمد و آن گاه چکار خواهیم کرد؟! پس ما باید به سمت ارائه آموزش کاملاً حرفه ای و بالینی برای رشته روان شناسی بالینی حرکت نماييم.
توجه به مدل و الگویی که در بيمارستان روزبه برای دستیاران روانپزشکی ارائه می شود می تواند برای آموزش عملی روان شناسی بالینی نیز مفید باشد. البته این الگو می بایست با سایر الزامات دوره و تجربیات ارزشمند اساتید پیسکوت این رشته نیز تنظیم شود زیرا که در بیمارستان روزبه آنچه امروز وجود دارد حاصل دانش ،تخصص و تجربه اساتید برجسته آن بوده است.
بنابراین، امروز باید به فکر طرح ریزی نو در ساختار آموزشی روان شناسی بالینی در ايران باشیم و از تمامی امکاناتمان برای ارتقاء آموزش بهره مند شويم تا شاهد بالندگی آن در جامعه شویم.
به دانشجویان روان شناسی بالینی نیز توصیه میکنم مطالباتشان را بر اصل آموزش و ارتقاء کیفی آن قرار دهند.

با سپاس
دکتر مهدی سلیمانی- روان شناس بالینی

تبلیغات